احمد بن محمد ميبدى

503

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

آنچه بر دست دارند از نيكوئى اعمال بگردانند ! و چون خداوند به قومى بدى خواهد ، بازداشت و پس‌بردنى نيست و جز خدا ايشان را خداوندگار و كارسازى نه ! 12 - هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ . خداوند است كه برق را به شما مىنماياند ، كه براى مسافر بيم و براى كشاورز اميد باران و او است كه ابرهاى گران‌بار و پرآب مىسازد . 13 - وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ . و رعد خداى را مىستايد و فرشتگان هم او را از بيم مىستايند و در هوا صاعقه‌ها و آتش سوزان مىفرستد و آن را بر آن كس كه مىخواهد مىرساند ! و خداى تعالى سخت مكر و زودكار است . 14 - لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْءٍ إِلَّا كَباسِطِ كَفَّيْهِ إِلَى الْماءِ لِيَبْلُغَ فاهُ وَ ما هُوَ بِبالِغِهِ وَ ما دُعاءُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ . او است كه او را خداى خوانند و سزد ، و آنان كه جز او را خداى مىخوانند ، ايشان را به هيچ كار نايد و هيچ‌چيز را پاسخ نكند مگر مانند كسى كه دو كف دست خود را به آب بگشايد تا به دهان او رسد و آن آب به دهان او نخواهد رسيد ، و نيست اين باز خواندن ديگرى را به خدائى مگر در ضلال و گمراهى . 15 - وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ و هركس كه در آسمانها و در زمين است خداى را سجده مىكنند خواه به خوش‌كامى و خواه به ناكامى و سايه‌هاى ايشان نيز سجده كنند ( بر رغم ايشان ) بامداد ( سوى غرب ) و شامگاه سوى شرق . 16 - قُلْ مَنْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ . بگو اى محمّد پروردگار آسمانها و زمين كيست ؟ بگو خدا است ، بگو آيا در اين صورت شما جز خدا ، چيزى را به دوستى و پرستش گرفتيد كه مالك نفس خويش نيستند ! و از خود نيرو و خواستى ندارند كه سودى يا زيانى برند ! بگو آيا نابينا و بينا هر دو برابرند ؟ يا آنكه تاريكيها با روشنائى يكسان است ؟ أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ . يا براى خدا انباز خواندند و شريك نهادند كه چنان كه خدا آفريد ، ايشان هم آفريدند ! تا آفرينش خدا و آفرينش انبازان وى بهم ماند ! بگو خداوند آفرينندهء همه چيزها است و او است يكتاى بازشكننده . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 8 - اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى . آيه . اين آيت ، ثنائى است كه خداوند بر خود مىكند و خود خود را مىستايد ، كه وى تواند كه خود را ستايد و ثناء او او را شايد ، از آب و خاك چه آيد و ثناء آب و خاك تا كجا رسد ؟ و اگر چند بكوشد به سزاوارى خداوند كى رسد ؟ خرد بفرسايد ، و هم بگدازد و به مبادى اشراق جلال او نرسد ، آنكه او را ستايد ، دريا مىپالايد و چراغ است كه در روز افروزد ، پيدا است كه چراغ در نور روز چه افروزد ؟ وصف تو چه جاى حكمت‌انديشان است * خاك كف تو سرمهء دل‌ريشان است شاهان جهان پاى تو را بوسه دهند * عشق تو چه‌كار و بار درويشان است خدا است كه دانا است و در دانائى يكتا است و نهانش چون آشكار است ، باريك‌بين و نهان‌دان ، جنبش همهء